تبليغاتX
بياتو باحاله

بياتو باحاله

بيا تو با حاله

بروبچس عزيز

سلام دوستاي با حال خودم خوش اومدين

اون يكي وبلاگم به دليل اشكالات فني داغون شد از اين پس به اين وبلاگ سر بزنين

در هر صورت دعا مي كنم نمك گير شين

نظر يادتون نره

+ نوشته شده در  90/10/25ساعت 11:6  توسط فاطمه خانوم گل  | 

خداحافظظظظظظظظظظظظظظظظظظظ

نمی دونم این آپ رو چطوری بنویسم

نمی دونم چرا دلم نمیاد این وب رو ببندم

نمی دونم چرا این قدر به بیا تو باحاله علاقه دارم

نمی دونم چرا هر وقت میام نت دلم نمیاد نیام وبم رو ببینم

نمی دونم چرا یادم رفت سلام کنم

نمی دونم چرا دلم نمیاد واسه آخرین بار بگم خوفی؟خوفم

هزار تا نمی دونم دیگه

هیچ وقت دلم نمی خواست وبم رو اینطور ببندم

اما دلم نمیاد شاد بنویسم

فقط بدونین خیلی ناراحتم خیلی

دوست دارم یه روز بیام بنویسم

این وب اینجا به پایان رسیده شاید برای همیشه

واسه آدم مجهول هم می گم که بره وبلاگ آذین یا نگارین آدرس ایمیل یا وبلاگش رو واسم بذاره تا من بهش ادرس آی دیم رو بدم

http://hess-e-penhan.blogfa.com/

http://www.sweet-mania.blogfa.com/

 

دوستای گلم

واسه همیشه

بابای ی ی  ی ی ی ی ی

 

+ نوشته شده در  90/02/13ساعت 19:12  توسط فاطمه خانوم گل  | 

سال نو مبارک

دوستای گلممممممممممممممممم سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام خوفین؟خوفم

وای باورم نمی شه تو سال ۹۰ هستم

وای اولین آپمه

۹روز از سال ۹۰ گذشته اما من هنوز باور نمی کنم ............

قبل سال ۹۰ کلی دعا واسه خودم آماده کرده بودم که موقع سال تحویل از خدا بخوام .... هر سال واسه بقیه دعامی کردم اما امسال می خواستم یکمی ... به خدا یه کوچولو زودتر واسه خودم دعا کنم که ..... نشد اصلا یادم رفت ......... اول واسه همه دعا کردم بعد واسه خودم ....

باورم نمی شد .... خیلی ها رو بخشیدم

تو فاصله ی کوتاه این آپ با دعواهایی که از خواهر ها داداش های گلم شنیدم) آیکون نیشخند( فقط بعضی ها یه چوب کم داشتن که بیان و منو بزنن حالا اونایی که دعوا م کردن بیان ببینن موقع سال تحویل اولین کسایی که بهشون فکر کردم و بخشیدم همون دوتا دختر توی پست قبلیم بودن!!!

یکم از خودم حرصم گرفت)نمی دونم حرص با کدوم ص هست قابل توجه علیرضا خان بعدا نیاد منو بزنه(

آخه اینقدر زود بخشیدمشون...

بگذریم بابابزرگم هم بهتر شده تازه داره راه می افته ........

بعد بگم براتون .....

آها واسه همه دعا کردم ... شاید باور نکنین اما اسم خیلی از شماها رو موقع سال تحویل بردم ..

توی این چند روز هم من و خواهر گلم کل کارت سوخت بابام رو که خالی کردیم هیچ .... دوبرابرش آزادهم زدیم...........

زیاد نتونستم جایی برم چون بابابزرگم تنها خونه بود....

یکی دوبار دریا رفتیم و جنگل م که هیچی ....

عیدی هم که دیگه نگیم بهتره...............

می دونین این روزا بیشتر دارم به خاطرات سال ۸۹ فکر می کنم سال خوبی بود .... دوستای جدیدی پیدا کردم ماارل جونم که تازه با هم خیلی صمیمی شدیم....

منتظر نظرای گلتون هستم

فعلابابای ی ی ی ی ی  ی ی

+ نوشته شده در  90/01/10ساعت 14:9  توسط فاطمه خانوم گل 

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام )فریادی بخونین(

دوستای گلم خیلی خیلی سلام

امیدوارم این چند روزی که من نبودم خوف بوده باشین

می دونم دوری من خیلی سخت بوده واستون. اما امیدوارم کشته نداده باشیم.

چون من بعد از مدتها اومدم و اگه کسی از دوری من خودکشی کرده ، بی فایده بود دیگه...... شوخی می کنم.

امیدوارم حالتون توی این مدت خوف بوده باشین

من خوفم. یعنی به لطف برخی دوستان عالیه عالیم.

اولا می خواستم معذرت خواهی بکنم واسه این چند مدتی که نبودم .

دوما واسه بعضی از دوستان یکم حرف داشتم که می خواستم این جا بهشون بگم.

سوما یه مطلب هم واستون آماده کردم.

شاید این آخرین مطلبیه که دارم واستون می ذارم(هول نکنید ادامه ش رو بخونین) چون از این به بعد تصمیم دارم اتفاقات خنده داری که واسه خودم میافته رو بتایپم.

خوب اول می ریم سر معذرت خواهی و توضیح نامه ی این چند وقت که نبودم

خیلی خیلی ببخشید که نیومدم آخه پدربزرگم پاش رو عمل کرده بود و به دلیل واسبتگی شدید بین من و اون نتونستم بیام نت . البته الان حالش بهتره .

دوم که شاید به درد همتون نخوره به نظر من این مطلب رو فقط اون دوستانی که به غیر از نت باهام آشنان بخونن.

مخصوصا دوتا دوستم ، البته بگم دوستای قدیمم یاسمن و نگار.

دوستای قدیم سلام.شاید توی این دوروز این اولین سلامی هست که دارم بدون ناراحتی قلبیم بهتون می گم و شاید هم اخرین سلامم به عنوان دوستتون.

اولا توی این دوروز واقعا برای خودم تاسف خوردم که این همه مدت وقتم رو با بودن با شما دونفر گذروندم و تمام تلاشم رو کردم تا از لحاظ درسی و فکری با من هم تراز شین .

این همه مدت سعی کردم که مثل خودم با یه نگاه دیگه زندگی رو ببینید و یکم بزرگ شین اما مثل اینکه موثر نبوده و من این همه مدت وقتم رو تلف کردم.

واسه خودم متاسفم که به حرف دوستی گوش نکردم و روی دوستی ای حساب باز کردم.

حالا هم که بدون دلیل دوروزه باهام نحرفیدین و من در کمال تعجب فقط بهتون نگاه کرم، می بینم دیر نشده . همیشه برای به دست آوردن تجربه زمان خوبیه و این واقعا تجربه ی خوبی واسه من .

نمی دونم شاید هم از من خطایی سر زده که اگه زده معذرت خواهی می کنم ، به هر حال می خواستم بهتون بگم به اندازه ی تمام لحظه هایی که با هم بودیم و خندیدیم از دستتون ناراحت شدم. چی شد؟ نمی تونین اون لحظه ها رو بشمرین نه ؟ اشکالی نداره خودم می گم بی نهایت از دستتون ناراحتم .

تاحالا یه نفر توزندگی من وجود داشته که بعد از گذشت 7 سال هنوز ناراحتیم ازش از بین نرفته الان که می بینم شما دوتا هم به اون یه نفر اضافه شدید. براتون آرزو می کنم موفق شین و بزرگ.

واما دوستای گلم اینم مطلبی که واستون اماده کردم

از این به بعد مطالب رو خودم می نویسم :

 

«دعای دختران مجرد»
«اللهم نزلنا جوانک الرشید، الغنى و الصاحب المدرک و بالخصوص المسکن الگنده!»، «الراکب زانتیا»، «المطیع الامر»، «لا خواهر و لا مادر»، «متخصص الطبخ الغذاء لذیذ و النظافت المنزل و ماهر بالتعویضة الکهنة الطفلالصغیر»، «الخاصه: الزن ذلیلا»، «آمین یا رب العالمین!»، «بده منتظریم!»

«دعای پسرهای مجرد»
«الهم نزلنا حوریاً تک دانه و هیکل توپ!»، « کم توقعا!»، «السّن الصغیرا!»، «I Need، لا کوزه ترشی!»، «الوضع المالیعالی و جهیزیتها کاملةُ!»، «و والدینها رو به موتا، ترجیحاً لا خواهر و مادر و پدر و کلهم فک و فامیلا!»، «الچشم البسته  (لا آفتاب مهتاب دیده)!»، «کدبانوا فی المور المنزل (همه جور چیزا)!»، «١٨٠% مطیع الامر، لا چون و چرا و تسلیماً لخشمنا!»، «قویاً فی تحمل بوی جوراب و الغیر چیزها!»، «یا رب اعطینا الیکفوری»

 

 

منتظر نظرهاتون هستم

فعلابابای ی  ی ی

+ نوشته شده در  89/12/23ساعت 15:5  توسط فاطمه خانوم گل 

سلام

دوستای همیشه گل م سلاااااااااااااام خوفین؟خوفم

سه هفته ای نبودم

شاید چند وقت دیگه هم نتونستم بیام

پدر بزرگم که خیلی دوسش دارم بیمارستانه پاش رو عمل کرده

دعا کنید زودتر خوف شه من بازم بیام

فعلابابای  ی یی ی ی

+ نوشته شده در  89/12/09ساعت 17:10  توسط فاطمه خانوم گل  | 

سیلام دوستای گلم خوفین؟خوفم همون طور که یعضی ها می دونن و بعضی ها نمی دونن امروز تولدمه ....... بعله امروزتولدمه....21 دی ماه .... و من مشتاق بودم که اولین تبریک رو کی بهم می گه ...... ساعت 12/47 بود که اولین تبریک بهم گفته شد .... پسردایی خان که فکر می کردم ندونه توی کدوم ماه متولد شدم ..... توی 47 دقیقه اول سال 16 زندگی بهم اولین تبریک رو گفت ومن خیلی خوشحال شدم.... توی مدرسه هم دوستای گلم بهم تبریک گفتن و کادوهای خیلی خوشگلی دادن .... یاسمن و مارال و نگارین و آذین که خیلی دوسشون دارم.... نمی خوام سرتون رو درد بیارم می دونم گشنتونه پس بفرمایید از خودتون پذیرایی کنید بفرمایی تو رو خدا تعارف نکنید...... فقط نمیدونم چرا بلاگفا نمی ذاره چایی و شیرینی بذارم .... فقط کیک براتون آوردم ببخشید دیگه...........

+ نوشته شده در  89/10/21ساعت 10:54  توسط فاطمه خانوم گل  | 

مانور زلزله

زمان : روز تمرین مانور زلزله           

 

مکان : یک عدد دبستان!

 

یه آقایی میاد سر کلاس و راجع به زلزله حرف میزنه و میگه که وقتی که زلزله اومد آژیر خطر زده میشه و بعد باید برین زیر میزاتون یا میتونین برین توی چارچوب در یا توی کنج دیوار پناه بگیرین و این حرفا .

و بعد آژیر خطر زلزله به صورت نمادین زده میشه و همه بچه ها خوش حال و خندون میرن زیر میزاشون .

 

بچه 1 : اوه چقدر زلزله آسونه .

بچه 2 : آره ، انقدر میگن زلزله زلزله هیچی نیست به خدا ... خم میشی میری زیر میز و تموم !

  

فردای آن روز

بچه ها خوش حال و خندون نشستن سر کلاس و دارن درس گوش میدن .

ناگهان همه جا به لرزه میفته و زنگ خطر زلزله زده میشه !

 

بچه 1 : اوه این دیگه صدای چیه ؟

بچه 2 : فکر کنم صدای ماشین آشغالیه از بیرون میاد ...

بچه 3 : نه ، به نظر من آقای مدیر صدای زنگ مدرسه رو عوض کرده که تنوع بشه و توی روحیات لطیف ما بچه ها تاثیر مثبت بذاره !!! اوه آقای مدیر

بچه 4 : پس چرا الان زمین داره می لرزه ؟

در این جا معلم که از بقیه بچه ها تیز تره با وحشت داد میزنه : بچه ها زلزله اومده !

بچه 5 : نههههههههههه ! زلزله ! زلزله بم !!

بچه 6 : وای نه من امروز توی راه مدرسه یه نامحرم جیگر که پوشش نامناسبی هم داشت نگاه ناروا کردم !! حتما الان خدا داره عذاب می فرسته !

بچه 7 : جــــــــــــــیــــــــــــــــغ !

 

و زمین داره به شدت می لرزه و در و دیوار داره میاد پایین ، بچه ها همه بوقیدن توی خودشون و دارن با وحشت این طرف و اون طرف می دون ، یکی داره جیغ میزنه ، یکی فحش میده ، یکی گریه میکنه ، شلوار یکی زرد شده ، یکی می خواد خودشو از پنجره بندازه پایین و ...

 

این جاست که می فهمیم به عمل کار برآید به سخن دانی نیست !

+ نوشته شده در  89/09/10ساعت 13:33  توسط فاطمه خانوم گل  | 

برای دوست

این پست برای یه دوست عزیزی هست که وبش رو حذف کرده

دوست من سلام

چرا فکر کردی من از حذف کردن وبت ناراحت می شم؟

من همیشه دوست دارم موفق شی. حالا هم که تصمیم گرفتی درست رو جدی تر بخونی خیلی کار خوفی کردی.

آقا فرید مطمئن باش برات دعا می کنم و منتظرم اسمت رو تو نفرات اول کنکور 90 ببینم.

موفق باشی برادر گلم .

منتظر هستم ...........

از طرف مهندس آینده

برای دکتر فرید

.........

+ نوشته شده در  89/08/21ساعت 15:34  توسط فاطمه خانوم گل 

.......

سلام دوستای خوبم

امروز دیگه فاطمه خانوم گل خوشحال نیست....

امروز دیگه فاطمه خانوم گل نمی خنده ..... این فاطمه خانوم نمی گه بخندید ..... خواهش نمی کنه لبخند بزنید......

خواهش امروز من فقط یه دعای کوچیکه.....

یه دعایی که خودمم هم نمی تونم به زبون بیارم ..... نمی تونم از خدا بخوام...... نمی دونم که چه طوری خدا رو صدا کنم..... .

از شما می خوام ......

چند روز پیش تو یاهو بودم که آذین بهم pm داد گفت یه خبر بد

من فکر کردم داره اذیت می کنه و شوخی .... .

هی گفتم شوخی نکن .... اذیت نکن .... خبر بد کجا بود ..... که یهو گفت خانم محمدی سرطان داره........... نمی دونید چه حالی شدم...... فقط 5 دقیقه داشتم به جمله ش نگاه می کردم.... اصلا نمی دونستم چی بگم جز اینکه شوخی مصخره ای بود ..... اما یکم که فکر کردم دیدم واقعا اذین نمی تونه در این مورد شوخی کنه....... که یهو اشکم در اومد ........ به یاد خانوم محمدی که می افتادم......... اصلا نمی دونم چی بگم........ .

خانوم محمدی یکی از بهترین دبیرهای مطالعات شهر هست که نزدیکترین رابطه رو از لحاظ صمیمیت با دانش آموزا داشت .......

یاد خاطرات که می افتادم ....... یعنی هنوز هم همین طور ه ..... اصلا نمی دونم چه طور باید از خدا بخوام ...... شما دعا کنید .....

خبر بدتر هم اینکه سرطان خون داره .... و بدنش دارو رو پس می زنه....... .

می خوام ازتون خواهش کنم..... هر جا که هستی ..... امروز موقع اذان .... سر نماز..... چه می دونم .... هر جا که هستی ..... زیاد وقتت رو نمی گیره فقط در حد یه جمله ..... از خدا بخواه .... نه به خاطر من .... به خاطر معلمی که سالها تلاش کرد .... به دانش آموز اش کمک کرد...... واسش دعا کن..... فقط در حد یه جمله...........

خدایا ! دوست دارم ... خودت می دونی که تو دلم چه خبره.... خودت می دونی.... مگه نگفتی اگه بنده ت یه چیزی رو از ته دلش بخواد براش مهیا می کنی؟

خالق .... رحمان ..... می دونم هستی.... بنده ت .... بنده ی کوچیکت ....  یه تقاضای کوچیک داره ..... می دونم داری صدام رو میشنوی..... می دونم واست کاری نداره ..... می دونم خیلی راحته ..... باور کن از ته دلم می خوام ..... بذار باشه ..... بذار کنار خانواده ش باشه ..... بذار شاد باشه ..... بذار سالم باشه..... خدایا.......

                                            کمکش کن

پ.ن : ادرس وب نگارین و آذین اگه می خواین برین و اشکای اونا رو هم ببینین

http://www.hess-e-penhan.blogfa.com/

نگارین

http://sweet-mania.blogfa.com/

آذین

دوستای گلم دعا یادتون نره

+ نوشته شده در  89/07/22ساعت 15:4  توسط فاطمه خانوم گل 

چه طور میشه عطر خرید

دوستای گلم بازم سلام

یه چند وقتی بود که دیگه مثل سابق با هم نبودیم

اما از این به بعد می خوام باهم دیگه بیشتر باشیم

اینم آپ امروز:

راههاي ساده بدون دردسر!

1-دم حرم.چند دقيقه کنار مغازه هاي عطر فروشي بايستي و ببيني مردم سراغ کدوم عطر رو بيشتر ميگيرن.
تو هم همونو بخري.

2-به همه اعلام کني عطر و اودکلن خيلي دوست داري.اونوقت تو مناسبتهاي مختلف صاحب کلي عطر و اودکلن ميشي!(هر چند که بي ترديد بيشتر دوستان ميگردن و ارزون ترين....ولي به هر حال از قديم گفتن مفت باشه کوفت باشه)


3-صداشو در نياري!مثه آب خوردن از عطر و اودکلن ساير اعضاي خانواده استفاده کني.(ترجيحا همزمان با استفاده ي خودشون باشه که بوي راه افتاده ضايعت نکنه)

4-هفته هفته حموم نري تا خودشون با هزار التماس برات عطر بخرن و تازه التماسم بکنن که جون هر کي دوست داري بزن.من بميرم بزن(اين روش تو محيط کار و آموزش بيشتر جواب ميده.چون اگه تو خونه باشي با اردنگي ميندازنت تو حموم)

+ نوشته شده در  89/07/11ساعت 13:53  توسط فاطمه خانوم گل  | 

خصوصیات دانشجویان کشورها

سلام برو بچس گل خوفین؟خوشین؟ من که خوفم

دوستای گلم من چند روز دارم می رم مسافرت ببخشید اگه جوابتون رو نمی دم .

ژاپن: به شدت مطالعه مي کند و براي تفريح ربات مي سازد!

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلي مي شود و همزمان برادر دوقولويش که سالها گم شده بود را پيدا مي کند. سپس ماجراهاي عاشقانه و اکشني(ACTION) پيش مي آيد و سرانجام آندو با هم عروسي مي کنند و همه چيز به خوبي و خوشي تمام مي شود!

عراق: مدام به تير ها و خمپاره هاي تروريست ها جاخالي مي دهد ودر صورت زنده ماندن درس مي خواند!
چين: درس مي خواند و در اوقات فراغت مشابه يک مارک معروف خارجي را مي سازد و با يک دهم قيمت جنس اصلي مي فروشد!


گينه بي صاحاب!: او منتظر است تا اولين دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبيله اي درس بخواند!


اوگاندا: درس مي خواند و در اوقات بيکاري بين کلاس؛ چند نفر از قبيله توتسي را مي کشد!

انگليس: نسل دانشجوي انگليسي در حال انقراض است و احتمالا تا پايان دوره کواترناري!! منقرض مي شود ولي آخرين بازماندگان اين موجودات هم درس مي خوانند!

ايران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومي چرت مي زند و سر کلاس اختصاصي جزوه مي نويسد! سياسي نيست ولي سياسي ها را دوست دارد. معمولا ليگ تمام کشورهاي بالا را دنبال مي کند! عاشق عبارت «خسته نباشيد» است، البته نيم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذاي دانشگاه را مي خورد و هر روز به غذاي دانشگاه بد و بيراه مي گويد! او سه سوته عاشق مي شود! اگر با اولي ازدواج کرد که کرد، و الا سيکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار مي شود!او چت مي کند! خيابان متر مي کند، ودر يک کلام عشق و حال مي کند! همه کار مي کند جز اينکه درس بخواند

+ نوشته شده در  89/05/31ساعت 13:14  توسط فاطمه خانوم گل  | 

انواع داماد

 

1- داماد خَچَل : سن بين 15 تا 19 سال ،خام و نپخته ، سرد وگرم نچشيده، جسارت بسيار ، حماقت فراوان ، زود پشيمون ،زود رنج ، قرباني عواطف زودگذر يا مبادلات خانوادگي ، بچه اش از خودش بزرگتر!

 

2- داماد مَچَل : سن بين 19تا25 سال ، ژيگولي ، دانشجو ، سرباز ، رفيق باز، وابسته به پول بابائي ، بيکار ، آينده دار، توي هر دامي که براش پهن کنن تلپي ميفته ، کيس مناسبي براي تور شدن، کم ظرفيت، يکي ميزنه يکي ميخوره !

 

3- داماد هَچَل : سن بين 25 تا 29سال، رسيده، حاضر آماده ، داراي کار و بار، فارغ التحصيل ،با کارت پايان خدمت، داراي شکستهاي عشقي فراوان، بسيار با تجربه ، دم به هرتله اي نميده ، عصا قورت داده ، کمي کج و معوج، پراز قرشمه ، به کمتر از زتا جونز و جولي رضايت نميده!

 

4- داماد کَچَل: سن بين 30 تا 37 سال ، گرفتار، درگير، پرکار ،پرخور، همچنان پرشور، نقل ونبات ، گوله نمک ،فوران احساسات ، راضي به رضاي خدا، دنبال زنان بيوه کم سن وسال ، مسئوليت پذير، درپي رفاه خانواده ، داراي کار و بار و خانه، قسمت هرکي بشه مبارکه !!!

 

 

+ نوشته شده در  89/05/18ساعت 11:13  توسط فاطمه خانوم گل  | 

شما بگید

دوستای گلم سیلام خوفید؟خوشید؟منم خوفم

آپ امروزم در مورد یه حقیقتیه که تا حالا مخفی بوده (چقدر هیجان انگیز) و این حقیقت در مورد اسم واقعی منه .

یعنی این که اسم من ستاره نیست .

و این که اسم واقعیه من چیه رو .....................

خودتون بگید

به نظر شما اسم من چی می تونه باشه .

راهنمایی : معنای اسم من پاکی و نماد پاکدامنیه.

منتظرتون هستم.

فعلا بابای ی  ی ی ی ی ی ی

+ نوشته شده در  89/05/06ساعت 14:0  توسط فاطمه خانوم گل  | 

ازدواج دانشجویی

دوستای گلم سلام

متاسفانه با تغییراتی که بلاگفا انجام داده تمام نظراتم دود شد رفت توی هوا و من نمی تونم جوابتون رو بدم

پس ناراحت نباشید

فعلا

چگونه یک ازدواج دانشجویی موفق داشته باشیم؟


همان طور که می دانید ازدواج بر سه قسم است: ازدواج موقت ، ازدواج دائم و ازدواج دانشجویی!!
در این نوشتار می خواهیم راه های یک ازدواج موفق دانشجویی را مورد بررسی قرار دهیم.
ازدواج دانشجویی از سه کلمه ازدواج + دانشجو + یی تشکیل شده است!!
در لغت نامه این کلمات این گونه تفسیر می شوند:
ازدواج : 2 تاشدن ، قاطی مرغ ها شدن ، از دست رفتن! از پا افتادن ، کاری است خوب که من آن را خیلی دوست می دارم!
دانشجو : نام چیزی است که این روزها همه هستند! بلاتشبیه به تلفن همراه که همه دارند. انسان علاف از نوع باکلاسش را گویند!!
یی : چنین کلمه ای هنوز کشف نشده است.!!
.!!
اولین و آسان ترین راه برای ازدواج دانشجویی مایه دار بودن است. اگر خودتان مایه دار نیستید لااقل سعی کنید پدرتان مایه دار باشد. اصولا اگر مایه دارید دیگر لازم نیست ادامه این مطلب را بخوانید!!!! پاشید برید ازدواج دانشجویی تو نو بکنید!! در این موارد بهتر است اول مزدوج شده و سپس دانشجو شوید تا مدرکی که می خواهید بگیرید ( در واقع بخرید!! ) مطابق میل دوشیزه خانوم باشد!!!
اگر هم مایه دار نیستید خوب چه کارتون کنم بشینید صبح تا شب درس بخونید تا کنکور قبول شده و نمونه ی یک انسان موفق شوید تا به شما هم بگویند : چه پیامی برای هم سن و سالهایت داری؟
برای توفیق در امر ازدواج دانشجویی بهتر است سعی کنید در دانشگاه آزاد قبول شوید تا وقت بیشتری برای انجام این کار های فوق برنامه !! داشته باشید!!! قبولی در دانشگاه شریف به هیچ عنوان توصیه نمی شود!! قبولی در این دانشگاه به هر انگیزه ای غیر از درس شما را به یک جوان ناکام تبدیل خواهد کرد!
بله همکارانم به من اشاره می کنند لحظاتی قبل کلنگ احداث شش تا دانشگاه آزاد دیگر به زمین زده شد تا شما جوانان عزیز راحت تر ازدواج دانشجویی نموده و مدارج علمی را ترقی نمایید!! تو همین فاصله شد دوازده تا!!!
سعی کنید در انتخابات رشته ، به رشته هایی علاقه مند باشید که بیشتر ظرفیت را جنس مخالف تشکیل می دهند! مثلا نسبت 59 به یک از ضریب بالایی برخوردار است!! ( در غیر این صورت نگران نباشید انواع و اقسام انجمن های علمی و کانون ها و تشکل ها و هلال احمر و گروه سرود و ... شما را به سرمنزل مقصودتان می رساند!)
اصلا از ایجاد آشنایی نترسید و همیشه سعی کنید برای شروع آشنایی دنبال یک بهانه خوب باشید. خجالت نکشید ، برید جلو و با شهامت حرفتون رو بزنید!
پسر : سلام خانوم! ببخشید می شه با من ازدواج کنید!
بوووووووووووووومب !!!
بلوتوث خود را همیشه در محیط کلاس روشن بگذارید!
به هر حال اگر از آن دسته از دانشجوهایی هستید که ازدواج دانشجویی کرده اید ، بهتون تسلیت میگم ! اگر هم هنوز مجردید برید ازدواج دانشجویی کنید دیر میشه ها!!
کات آقا ! کات ! پسره ی اسکل من گفتم ایجاد آشنایی ! نگفتم زرت بری بگی ازدواج که!!!
اگر دختر هستید سعی کنید جزوه های درسی تان را خوش خط بنویسید!! اگر هم پسرید لازم نیست جزوه بنویسید! چون همان طور که می دانید خوبیت ندارد یک دختر از یک پسر جزوه بگیرد!! مردم چی میگن! مثل خواستگاری دختر از پسر که عرف نیست!!!
+ نوشته شده در  89/04/24ساعت 12:47  توسط فاطمه خانوم گل  | 

اگه بتوني به اين سوالات پاسخ بدي ي جايزه داري

ميدانيد چرا ناپلئون هميشه از كمر بند قرمز استفاده ميكرده و اين كه حكمت كمربند ناپلئون چيست ، اين سوال براي خيليها پيش آمده و جواب آن فقط يك جمله است : از كمربند قرمز استفاده ميكرده تا از افتادن شلوارش جلوگيري كند

 

چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو مي‌گذارند؟ چون كار از محكم‌كاري عيب نمي‌كنه

 

آخرين دنداني كه در دهان ديده مي‌شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي

 

چطور مي‌شود چهار نفر زير يك چتر به‌ايستند و خيس نشوند؟ وقتي هوا آفتابي باشد اين كار را انجام دهند

 

اگر سر پرگار گيج برود چه مي‌كشد؟ بيضي

 

چرا لك‌لك موقع خواب يك پايش را بالا مي‌گيرد؟ چون اگر هر دو را بگيرد، مي‌افتد

 

چرا دود از دودكش بالا مي‌رود؟ چون ظاهرا چاره ديگري ندارد

 

شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چیه ؟هر دو تاشونو دير كشيدن بيرون

 

 

فرق باطری با مرد چيست؟ باطری اقلا يک قطب مثبت داره ولی مرد هيچ چيز مثبتی نداره

 

اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چيست؟ طلاق

 

چه طوري زير دريايی بعضيها رو غرق مي‌کنن؟ يه غواص ميره در می‌زنه

 

ناف يعني چه؟ ناف نمره صفري است كه طبيعت به شكم بي‌هنر داده است

 

خط وسط قرص براي چيه؟ براي اينكه اگه با آب نرفت پايين با پيچ‌گوشتي بره

 

اگه يه نقطه آبي روي ديوار ديديد كه حركت مي‌كند چيست؟ مورچه‌اي است كه شلوارلي پوشيده

 

بعضيها را چگونه براي هميشه مي‌شود سر كار گذاشت؟ در دو روي يك كاغذ مي‌نويسم: «لطفاً بچرخانيد

 

چرا بعضيها هميشه 18تايي به سينما مي‌روند؟ براي اينكه براي زير 18 ممنوع بود

 

چرا بعضيها با دو دستشان دست مي‌دهند؟ چون فرق دست راست و چپشونو بلد نيستند

 

چرا فيل از «سوراخ سوزن» رد نمي‌شه؟ براي اينكه ته دمش «گره» داره.

+ نوشته شده در  89/03/23ساعت 10:45  توسط فاطمه خانوم گل  | 

دوستاي گلم سلام


از اين كه توي اين همه مدت بامن بوديد ممنونم از همتون كسايي كه ي بار اومدند و رفتند و كسايي كه با يه نگاه موندند و به حرفام گوش كردند و منو تحمل كردند. از همتون ممنونم از اونايي كه اذييتشون كردم .... خودشون مي دونند ..... معذرت مي خوام چون هنوز بچه هستم و بزرگ نشدم

 به هر حال من اين وبلاگ و وبلاگي كه قبلا داشتم رو واسه اين درست كردم تا شايد بتونم دل چند نفري رو شاد كنم واسه يه لحظه اونايي رو كه از تموم چيزايي كه مي خواستن اما نتونستن بدست بيارن و حالا هم ناراحت هستند رو خوشحال بكنم

(ي چيزي (اين شيطنت من تموم نمي شه ) الان حتما فكر مي كنيد مي خوام برم نه؟ كور خوندين از اين فكرا هم نكنيد من حالا حالا ها هستم)

اين وبلاگ من طنزه و طنز هم خواهد بود اما توي اين مدت دوست داشتم گاهي اوقات از اون چيزايي كه دارم توي محيط اطرافم مي بينم و نمي تونم دركشون كنم واستون بنويسم و براي همين يه وبلاگ ديگه درست كردم كه توي اين وبلاگ تمام مشكلاتي كه مي بينم ،چه مي دونم..... هر چيزي رو واستون بذارم و نظر شما رو در مورد اونا بدونم

لطفا توي اين وبلاگ هم قدم به قدم با من بياين و نظراتتون رو بگين

بازم دل ستاره رو نشكونين

ادرس

www.vase-delam.blogfa.com

فعلا بابا ي ي  ي ي  يي ي ي ي ي ي ي ي

+ نوشته شده در  89/03/09ساعت 14:54  توسط فاطمه خانوم گل 

دو تا مطلب واستون گذاشتم

صداي زنگ چت :
اهل تهرانم روزگارم بد نيست. پنتيوم 4 دارم خرده هوشي سر سوزن ذوقي.
VGA اي دارم توپ از برگ درخت. CPU سريع تر از آب روان. من PM بازم. مسجدم در چت روم. جانمازم كيبورد. مهرم ماوس. Background سجاده ي من. من وضو با روش HTTP مي گيرم. اهل تهرانم پيشه ام چت بازيست. گاه گاه تروجاني مي سازم با VB. مي فروشم به شما تا به آواز خوش "Its now safe" دل مردم شكنيد. سنگ با تروجانم آب است. اهل تهرانم ...

جایزه پا در دهان
اهدای این جایزه اولین بار در سال 93 آغاز شد و هر سال به گیج کننده ترین حرف تعلق می گیرد : امسال برنده آن وزیر دفاع ایالات متحده دونالد رامسفلدبود.
متن سخنان رامسفلد:
"گزارشگرانی که می گویند چیزی اتفاق نیفتاده همیشه برای من جالب بوده اند. زیرا تا آنجا که ما می دانیم چیزهای شناخته شده شناخته شده هستند.ماچیز هایی که می دانیم، می دانیم . ما همچنین می دانیم
چیزهای ناشناخته ای وجود دارند که شناخته شده هستند یعنی اینکه ما میدانیم چیزهایی هستند که ما نمی دانیم.اما همچنان چیز های نا شناخته، ناشناخته مانده اند-آنهایی که ما نمی دانیم نمیدانیم."

+ نوشته شده در  89/02/27ساعت 20:30  توسط فاطمه خانوم گل  | 

جلسه خواستگاری... بعد از نیم ساعت سکوت

مادر داماد : ببخشين ، كبريت دارين؟ خانواده عروس : كبريت ؟! كبريت براي چي!؟ ...مادر داماد : والا پسرم مي خواست سيگار بكشه خانواده عروس : پس داماد سيگاريه....!؟ ..مادر داماد : سيگاري كه نه.. والا مشروب خورده ، بعد از مشروب سيگار مي چسبه خانواده عروس : پس الكلي هم هست..!؟ مادر داماد : الكلي كه نه... والا قمار بازي كرده و باخته ! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره خانواده عروس : پس قمارم بازي مي كنه...!؟ ...مادر داماد : آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن خانواده عروس : پس زندانم بوده...!؟ ...مادر داماد : زندان كه نه... والا معتاد بوده ، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردن خانواده عروس : پس معتادم بوده...!؟ ...مادر داماد : آره... معتاد بود ، بعد زنش لوش داد خانواده ءعروس : زنش !!!؟؟؟
+ نوشته شده در  89/02/27ساعت 20:21  توسط فاطمه خانوم گل  | 

انواع بله گفتن عروس خانم ها

عروس عادي: با اجازه بزرگترها بله (اين اصولا مثل بچه آدم بله رو ميگه و قال قضيه رو ميکنه.)

عروس لوس: بع..........له!
عروس زيادي مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون،...، زن عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، ... ، ... (اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن ... !)

عروس خارج رفته: با پرميشن گريت ترهاي فميلي ... اُ يس

عروس خجالتي: اوهوم

عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين بزغاله (اشاره به داماد) آره.... ( وضعيت داماد کاملا قابل پيش بيني است)

عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود کيميايي، ...، اساتيد برجسته تاتر، استاد رفيعي، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ، شير علي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو، مرحوم مارلين ديتريش، مرحوم مغفور گري گوري پک و ... آري مي پذيرم که به پاي اين اتللوي خبيث بسوزم چو پروانه بر سر آتش ...

عروس داش مشتي: با اجزه بروبکس مُجلي نيست من که پايه ام ...

عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين ... اعوذ با... من شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم .... الي آخر .... ( و در آخر ) نعم

عروس فمنيست: يعني چي؟! چه معني داره همش ما بگيم بله ... چقدر زن بايد تو سري خور باشه چرا همش از ما سؤال مي پرسن ! ... يه بار هم از اين مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسين ... (اصولا اين قوم فمنيست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و يه چيزي ازشون بپرسن ... فقط بايد زد تو سرشون و بهشون گفت همينه که هست مي خواي بخواه نمي خواي هم به درک)

+ نوشته شده در  89/02/09ساعت 11:7  توسط فاطمه خانوم گل  | 

5سوال خانمان سوز

سوالاتی که خانمها از آقايان می پرسند.


>>>
۱- به چي فکر مي کني؟
جواب مورد نظر براي اين سوال اينه: “عزيزم! از اينکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به اين فکر مي کردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتني و متفکر و با شعور و زيبايي هستي و من چقدر خوشبختم که با تو زندگي مي کنم.“ ... البته اين جواب هيچ ربطي به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به يکي از موارد زير فکر مي کرده:
الف) فوتبال
ب) بسکتبال
ج) چقدر تو چاقي!
د) چقدر اون دختره از تو خوشگلتره!
ه) اگه تو بميري پول بيمه ات رو چطوري خرج کنم؟
يه مرد در سال
۱۹۷۳ بهترين جواب رو به اين سوال داده... اون گفته: “اگه مي خواستم تو هم بدوني به جاي فکر کردن ، درباره ش حرف مي زدم!“ ...

>>>
۲- آيا دوستم داري؟
جواب مورد نظر اين سوال “بله“ است! و مردهايي که محتاط ترند مي تونن بگن: “بله عزيزم!“ ... و جوابهاي اشتباه عبارتند از:
الف) فکر کنم اينطور باشه!
ب) اگه بگم بله ، احساس بهتري پيدا مي کني؟
ج) بستگي داره که منظورت از دوست داشتن چي باشه!
د) مگه مهمه؟!
ه) کي؟ ... من؟!

>>>
۳- آيا من چاقم؟
واکنش صحيح و مردانه نسبت به اين سوال اينه که با اعتماد به نفس و تاکيد بگين “نه! البته که نه!“ و به سرعت اتاق رو ترک کنين! ... جوابهاي اشتباه اينها هستند:
الف) نمي تونم بگم چاقي... اما لاغر هم نيستي!
ب) نسبت به چه کسي؟!
ج) يه کمي اضافه وزن بهت مياد!
د) من چاق تر از تو هم ديدم!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم به بيمه ات فکر مي کردم!

>>>
۴- به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟
“اون دختره“ در اينجا مي تونه يه دوست قبلي يا يه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردين و يا هنرپيشه ء يه فيلم باشه... در هر حال جواب درست اينه که: “نه! تو خوشگلتري!“ ... جوابهاي غلط عبارتند از:
الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو ديگه اي خوشگله!
ب) نمي دونم اينجور موارد رو چطوري مي سنجند!
ج) بله! اما مطمئنم تو شخصيت بهتري داري!
د) فقط از اين بابت که اون جوونتر از توست!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم راجع به رژيم لاغريت فکر مي کردم!

>>>
۵- اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟
جواب صحيح: “آه عزيزترينم! در حادثه ء اجتناب ناپذير فقدان تو ، زندگي برام متوقف ميشه و ترجيح ميدم خودمو زير چرخ اولين کاميوني که رد ميشه بندازم!“ ... اين سوال ، همونطور که توي گفتگوي زير مي بينين ، ممکنه از سوالهاي ديگه طوفاني تر باشه! ...
زن: عزيزم... اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟
مرد: عزيزم! چرا اين سوالو مي پرسي؟ اين سوال منو نگران مي کنه!
زن: آيا دوباره ازدواج مي کني؟
مرد: البته که نه عزيزم!
زن: مگه دوست نداري متاهل باشي؟
مرد: معلومه که دوست دارم!
زن: پس چرا دوباره ازدواج نمي کني؟
مرد: خيلي خب! ازدواج مي کنم!
زن (با لحن رنجيده): پس ازدواج مي کني؟
مرد: بله!
زن (بعد از مدتي سکوت): آيا باهاش توي همين خونه زندگي مي کني؟
مرد: خب بله! فکر کنم همين کار رو بکنم!
زن (با ناراحتي): بهش اجازه ميدي لباسهاي منو بپوشه؟
مرد: اگه اينطور بخواد خب بله!
زن (با سردي): واقعا“؟ لابد عکسهاي منو هم مي کني و عکسهاي اونو به ديوار مي زني!
مرد: بله! اين کار به نظرم کار درستي مياد!
زن (در حالي که اين پا و اون پا مي کنه): پس اينطور... حتماً بهش اجازه ميدي با چوب گلف من هم بازي کنه!
مرد: البته که نه عزيزم! چون اون چپ دسته!!!

+ نوشته شده در  89/01/22ساعت 13:34  توسط فاطمه خانوم گل  | 

چرا هيشكي منو دوست نداره؟

بچه ها سلام خوفين؟خوفم بابا چرا منو دوست ندارين هيشكي به من نظر نمي ده اين قدر گريه مي كنم تا بلاگفا رو آب بگيره اونوقت مجبور مي شين سطل بگيرين آب جمع كنين اصلا حالا كه اين طوريه من هم از اين به بعد 4 روز يه بار ميام فعلا باباي ي ي ي ي ي ييي
+ نوشته شده در  89/01/04ساعت 11:5  توسط فاطمه خانوم گل  | 

سلام

حتما اگه ازتون بپرسم خوفيد مي گين آره خوب پس نمي پرسم

مي ذارم آخرش كه ادامه مطلب رو خونديد ازتون مي پرسم




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/12/28ساعت 15:15  توسط فاطمه خانوم گل  | 

اگه..............................................

 

اگه...

- اگه يه بار همه 20واحد رو توي يه ترم افتادين: بي خيالش
-اگه شما رو با نمره 11.99مشروط كردن: خوب... شده ديگه
-اگه استاد مي‌خواد به جاي آقا بهتون بگه خانوم: بگه
-اگه يه دفعه‌هارد
۱۲0 گيگابايت شما هاپولي‌هاپو شد: پيش مياد ديگه
-اگه پرسپوليس قراره از پيكان ببازه: ببازه
-اگه سر مراسم خواستگاري، همونجا، عروس خانوم گفت نه: ايشاالله خوشبخت بشه
-اگه آمريكا يه موشك اتمي تنظيم كرده درست روي خونه شما: مسئله‌اي نيست
-اگه صبح اول مهر بجاي ساعت 6، ساعت 7 رفتين سر كار: دقيقا رفتين سر كار
-اگه كفشي كه امروز واكس زدين رو، همه لگد مي‌كنن: تعجبي نداره
-اگه درست شب امتحان بعد از مدتها به عروسي دعوت شدين: مباركه، عروسي رو كه نمي‌شه نرفت
-اگه کار شما به جايي رسيده كه خودتون به خودتون ايميل مي‌زنين: اينجوري هم يه صفايي داره
-اگه توي انتخاب واحد به شما 13واحد بيشتر نرسيده: حتما حكمتي توي اون بوده
-اگه بعد از 3ساعت چت كردن يادتون اومد كه با اينترنت ساعت 500 تومن وصل شده بودين: مهم نيست
-اگه شمعهاي كيك تولد شما رو بقيه فوت كردن: لبخند بزنين
-اگه ماشينتون جلوي يه مدرسه دخترونه پنچر شد و شما پنچر‌گيري بلد نبودين: خودتون رو نبازين
-اگه در حال فرستادن قلب و بوسه با مسنجر متوجه شدين يكي پشت سرتون وايساده: عيبي نداره بابا
-اگه بغل دستي شما سر كلاس كه اتفاقا" كنار شما رديف اول نشسته انگشتش رو تا مچ توي دماغش فرو كرد، شش دور بپيچوند، بعد با يه حالت دوراني بيرون آورد، و بعد خيلي آروم زير ميز كلاس دستش رو پاك كرد... نه! اين يكي رو شرمنده. آدميزاد هم يه تحملي داره!

+ نوشته شده در  88/12/21ساعت 13:19  توسط فاطمه خانوم گل  | 

اگر شوهر آدم برنامه‌نويس باشه

شوهر: سلام،من Log in کردم.

زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خريدی؟

شوهر: Bad command or File name

زن: ولی من صبح بهت تاکيد کرده بودم!

شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel

زن: خوب حقوقتو چيکار کردی؟

شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time

زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.

شوهر: Sharing Violation, Access Denied

زن: می دونی، ازدواج با تو واقعا يک تصميم اشتباه بود.

شوهر: Data Type Mismatch

زن: تو يک موجود بدرد نخور هستی.

شوهر: By Default

زن: پس حداقل بيا بريم بيرون يه چيزی بخوريم.

شوهر: Hard Disk Full

زن: ببينم ميتونی بگی نقش من تو زندگی تو چيه؟

شوهر: Unknown Virus Detected

زن: خب مادرم چی؟

شوهر: Unrecoverable Error

زن: و رابطه تو با رئيست؟

شوهر: The only User with Write Permission

زن: تو اصلا منو بيشتر دوست داری يا کامپيوترتو؟

شوهر: Too Many Parameters

زن: خوب پس منم ميرم خونه بابام.

شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed

زن: خوب گوشاتو بازکن، من ديگه بر نميگردم!

شوهر: Close all Programs and Logout for another User

زن: می دونی، صحبت کردن باتو فايده نداره، من رفتم.

شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer

+ نوشته شده در  88/12/15ساعت 10:44  توسط فاطمه خانوم گل  | 

براي خوندن اين پست بريد ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/12/15ساعت 10:39  توسط فاطمه خانوم گل  | 

تصویر گویا

+ نوشته شده در  88/12/14ساعت 12:56  توسط فاطمه خانوم گل  | 

اينم چنتا عسك جالب و باحال

http://zibablog.persiangig.com/1/Recovered_JPEG%20Digital%20Camera_286.jpg

http://www.bedehi.com/st/dida/pic2/archiv/28/10.jpg

http://k2sms.persiangig.com/image/iMage%20K2sms.mihanblog/Pic/pishi%20k2sms.jpg

+ نوشته شده در  88/12/12ساعت 14:8  توسط فاطمه خانوم گل  | 

http://www.iranclubs.org/forums/attachment.php?attachmentid=15678&d=1246879451











+ نوشته شده در  88/12/12ساعت 14:1  توسط فاطمه خانوم گل  | 

کلید گم گشته و در وا نمی شه!

فرانسه
در اين کشور درها معمولا قفل نيستند، بنابراين دستگيره در را مي چرخانند و در را باز مي کنند. بعداً ماموران يک کليد يدکي درست مي کنند يا قفل را عوض مي کنند.
آمريکا
بلافاصله
F.B.I تعداد 194 نفر از مظنونين القاعده را دستگير و تعدادي از ايرانيان را اخراح مي کند و در بازوجويي اعضاي القاعده تعدادي بمب و موشک و نارنجک و تانک نفربر و موشک ضد موشک در خانههاي آنها پيدا مي کنند، اما کليدي پيدا نمي شود.
آلمان
حتما يک کليد يدکي در جيب هلموت کهل است، آن را از او مي گيرند.
بلژيک
ابتدا مسئول مربوطه به ماموران نامه مي نويسد و اين خبر را مي دهد، بعد موضوع طي نامهاي به وزارت کشور و وزارت امور خارجه خبر داده مي شود، بعد نامههايي براي پارلمان اروپا نوشته مي شود. بعد از نه ماه نامه نگاري کليد خودش پيدا مي شود.
انگلستان
در انگلستان هيچ وقت هيچ کليدي گم نمي شود، مگر اينکه از دهها سال قبل در مورد آن تصميم گرفته شده باشد.
کلمبيا
رئيس جمهور از قاچاقچيان مي خواهد کليد را پس بدهند، آنها هم از او مي خواهند قول بدهد ديگر درها را قفل نکنند.
واتيکان
پاپ از خداوند مي خواهد جاي کليد را نشان بدهد، بعد هم يک کليد ساز مي آورند و در را باز مي کنند.
ايتاليا
گم شدن در اين کشور طبيعي است، بنابراين در را مي شکنند و خسارت آنرا به برلوسکوني مي دهند.
افغانستان
با يک توپ 106 در را از جا مي کنند و در اين ماجرا تعدادي از نيروهاي آمريکايي و القاعده هم به قتل مي رسند.
عراق
چند ساعت منتظر مي مانند تا عمليات استشهادي انجام شود، در جران عمليات در هم باز مي شود و مي بينند صدام آنجا نيست.
سوئيس
براي انتخاب بين باز کردن در يا باز نکردن آن رفراندوم برگزار مي کنند.
روسيه
يکي از دزدهايي که وزير شده است، با يک سنجاق در را باز مي کند.
ايران
ابتدا تعدادي از عوامل نفوذي را که اتفاقا روزنامه نگار هستند دستگير مي کنند، بعد حزب الله از خواهران مي خواهد که مواظب حجابشان باشند، بعد چند روز روزنامه را تعطيل مي کنند، بعد کميسيون تحقيق تشکيل شده و براي يافتن کليد وزارت اطلاعات را در جريان قرار مي دهند، بعد معلوم مي شود که از هر کليدي چهار عدد يدکي در مجلس، رياست جمهوري، شواري نگهبان، ، قوه قضاييه وجود دارد، بعد کليدها را پس از استفسار از شواري نگهبان مي برند و مي بينند هيچکدامشان در را باز نمي کنند. بعد با لگد در را باز مي کنند و مي بينند رييس جمهور يک هفته در آنجا گير کرده بود و جيکش در نمي آمد

+ نوشته شده در  88/12/12ساعت 13:52  توسط فاطمه خانوم گل  | 

چنتا عسك جالب

+ نوشته شده در  88/11/16ساعت 13:18  توسط فاطمه خانوم گل  |